خانم های شمالی که دوست دارند شعرشون در حوا باشه ، شعراشون برای حوا میل کنند. سلام /سیب را از هر طرف که گاز بزنی / سیب است /حوا را معاف کن/ گول ظا هرت را نمی خورد/..... (حوا ) یک شعر از خودم می نشینم لا به لای این میله ها که ماه را خط خطی می کنند دیروزها پریروز ها فکر می کنم وفکر فریاد می شوم اره نمی شوم بجوم نیستم نیست هیچ جای خودش نیست من تار را کشته ام دیو پای هشت پا را که ماه را سرک بکشند دستانم هر شب لا به لای این ..... روی تاقچه میله ها بالا می برندم شیار ها فتح می شوند ماه را آزاد می کنم آزاد می نویسم آزاد صبح را بی اجازه خمیازه می کشم صبحانه می خورم عصرانه بی خواب می نشینم لا به لای این میله ها سیده گلناز فندرسکی آیتی ویک شعر از سارا سهرابی(وندیداد) مرا به عیسی بدهید دیوانگی ام را به صلیب بکشید داد بزنم مریم را به زایشگاه ببرید عیسی متولد شود به نام پدر... بی پدر، "مریم دختر بدیست "!!!! صدایتان را در... روزه ی سکوت بگیرید، داد بزنید در این زایشگاه را باز کنند، راهبه ها انتظار می کشند . ویک غزل از منصوره لمسو وچشم چشم دو ابرو مرا ورق بزنید از این همیشه هیا هو مرا ورق بزنید دوباره درد غریبی هجای این غزل است نیاز نیست به دارو مرا ورق بزنید کجای بال حقیقت دچار جاذبه شد هوای بال و پرم کو ؟مرا ورق بزنید که گفته است که بی او ترانه خوان شده ام که گفته است که بی او مرا ورق بزنید سیاه تر شده از شب و پشت کر ده به هیچ ولی شما همه از رو مرا ورق بزنید حدود ساعت باران و کوچ عقربه ها ست از انتظار پر ستو مرا ورق بزنید