خانم هاي شمالي كه دوست دارند شعر هاشون در حوا باشه شعر هاشون رو براي حوا ميل كنند .
حتی اگر یک بار ثبت شده باشه .
سلام
وقتي حل كردن مساله جرم بزرگيه بايد صورت مسا له رو پاك كرد؟ به قول x خلاف جريان
آب رفتن عجيبه! y اينكه آسمونت رو قسمت كني عجيب تر !
(حوا )
شعري از ليلا فتاحيان
شا عر كه باشي
كوچه برايت ورق مي زند
وتو
تمام خندهايت را جا مي گذاري
روي سيم چراغ برق
به لبخند خيره ي بادبادك
بي هيچ لبخندي
كنار كوچه
ورق می خوری
وحالا
دفترت پر از حرفهاي بي صداست
شا عر كه مي شوي
كوچه دفترت را تمام كرده ...
ستون داستانک روزنامه کارگزاران منتظر آثار شما می باشد. آثار ارسالی باید حداکثر 150 کلمه و به شیوه داستانک یا داستان های مینیمال باشد .ُ..
dastan_kargozaran@yahoo.com
www.largani1384.persianblog.com
شعري از معصومه یوسفی
لحظه ها از تاريكي حساب مي برند
در فضايي به هم چسبيده
جايي كه نفسها گير كرده توي هوا
و درختها هواي مرا
مرگ می تواند به هر شکلی باشد
زندگی توی چشمهاي هركسي
من مي توانم توي چشمهاي يك نفر مرده باشم
آنگاه كه مرگ به شكل زندگي است
آدم ليواني از آب سر مي كشد
كمي از حجم دنيا توي شكمش راه مي رود
به اين سادگي شكل ميگيرد جهاني درون او
و تغییر دچار هر چیزی
هوا دستهايم را مشت مي كند
هيچ رو يدادي غير طبيعي تر از اتفاق طبيعي نيست
وهيچ مشتي هوا را دست نمي اندازد
پاي زندگي از چهان من كوتاه
در ارتفا عي بلند ايستا ده ام
وبه چشمهاي سياه پرنده اي سفيد
خيره
سكوت به همه ي ما مي چسبد !
غزلي ازآزاده بشارتی
دختر كنار پنجره با دست كوچكي
آرامش عجيب دوتا چشم عينكي
به تو كه از نگاه تو هي پاك مي شود
لبخند روزهاي قشنگ عرو سكي
دختر كنا رپنجره با دست كو چكش
بي هيچ حرف تا زه و بي هيچ شكلكي
تنها نگاه مي كند آيا نمي رود
اين روزگار زشت به دوران كودكي
حالا كه پوچ ميشود اين زندگي زشت
در بين شعله هاي فجيع دو فندكي
و كاري كوتاه از رها فرزانه
تا تمام خاك ها بفهمند چقدر با ريدم
آيا
آنوقت
نخواهي گفت
بيچاه خانه هائي كه ويران شدند .
با يد از يك نفر تشكر كنم كه بقچه اش رو بسته تا بره ! نياز به گفتن نيست
اوهام*"پایگاه ادبی نوشهر" و دوستاني كه با نقد هاي ادبي همرا ه بودند .
"من سخنم را براي تو در چشمانم گذاشته ام
اما
گمان مي برم كه نخواهي يافت !"(محمود درويش)
تا بعد
خوشحال ميشم نظرات" تخصصي"شما رو بخونم
*لطفا"بدون نظر "تخصصي " نريد!