به نام خدا

حتي اگر يك بار ثبت شده باشه...
سلامی دوباره !
بهار یعنی... تو
که روی تنم
جوانه می کشی!
(حوا )
یه رباعی بهاری از دوستم رقیه خدابنده اویلی که....
این روزا رفته یه گوشه ای تو یاهو 360 و داره یوااااااشکی وبلاگ می نویسه !
باهم می خونیم
سیگارو سرنگ و سیب خونی باهم
سرمای دم پنجره،باران نم نم
سرگیجه،ستاره،ساز توی دهنت
من عید سه سال پیش را می خواهم ! ...
ویک کار کوتاه از خودم
وقتي دوست داشتن
درد كوچكي ست
بايد بزرگ شد
دارم از اتفاق كوچكي بزرگ مي شوم
وابعادم
چرخ خورده لا به لاي هرچه نبايد
مثل اين خطوط
بابا هميشه مي نويسد بزرگ شو
دارم از چشم هايم گشاد مي شوم
دنيا گشاد تراز قصه هاي شبانه بود
بي هيچ خوابي بيدار...
مي شوم!
آن ها که خونم رالمس نکردند ، از شعرم چه خواهند گفت ." پابلو نرودا"
تا بعد ...........